|
برترین ماه خدا آمد و ما را به مهمانی خویش برد تا مدتش به پایان رسید و ما از میهمانی بازگشتیم اما علی همچنان میهمان ماند و همراه با آن ماه عزیز رفت و ما را تنها گذاشت تا در غربت تنهایی خویش تنها تر شویم.
هیچ جمله ای سخنی و حتی شعری نمی تواند درد دوری اش را تسکین دهد.
فقدان او سخت گلویم را می فشارد و درد دوری اش قلبم را آکنده از درد می کند.
از او بسیار آموختم. در چند سالی که با هم آشنا شده بودیم آموزه هایی مرا آموخت و مرا مدیون خود ساخت و اکنون به حج واقعی خویش رفت.
نظم در کارها و رسیدگی به همه کارها، تواضع در برابر کلام حق، فراست و تیز هوشی، جسارت در بیان و از سر تحقیق، و....
بازار را به اخلاص دینش راه نداد و دین خود را در بازار به حراج نگذاشت.
اگر نکته ی حقی را می آموخت به سرعت در رفتار و کردارش نمایان میشد و حتی پس از گذشت مدتی طولانی چهره ی آن رفتار در نگاهش نمایان بود.
هیچ سخن و کلامی را تا به پای استدلال نمیکشید نمی پذیرفت و همراهی ات نمیکرد تا نمی دانست به کجا می روی و میخواهی به کجا برسی.
اتلاف وقت و پرداختن به کارهای باطل و بیهوده در برنامه اش نبود و به نظر من الگوی مناسب و جوان نمونه ای بود و هست برای جوانان عزیز.
اخلاص، صفا پاکدلی، جسارت در حق گفتن، گوش جان به کلام حق سپردن، از نکات بارزش بود و خدایش بیامرزد و قریق رحمتش گرداند.
با وقار خوش برخورد و مردم دار بود و مردم این محل(مارچین) مدیون او وخدمات ارزنده اش و آگاهی بخشی های او هستند و خواهند بود و تا همیشه در دلمان باقی خواهد ماند.
رحلت عزیز دلم، دوست گرامی و صادقم
مهندس حاج علیرضا دوستی
را به خانواده محترم و تسلیت عرض نموده و از خداوند برایشان طلب صبر می نمایم.
+ نوشته شده توسط محمد علی قانعیان در سه شنبه 31 شهریور1388 و ساعت
8 بعد از ظهر |
برترین ماه خدا آمد و ما را به مهمانی خویش برد تا مدتش به پایان رسید و ما از میهمانی بازگشتیم اما علی همچنان میهمان ماند و همراه با آن ماه عزیز رفت و ما را تنها گذاشت تا در غربت تنهایی خویش تنها تر شویم.
هیچ جمله ای سخنی و حتی شعری نمی تواند درد دوری اش را تسکین دهد.
فقدان او سخت گلویم را می فشارد و درد دوری اش قلبم را آکنده از درد می کند.
از او بسیار آموختم. در چند سالی که با هم آشنا شده بودیم آموزه هایی مرا آموخت و مرا مدیون خود ساخت و اکنون به حج واقعی خویش رفت.
نظم در کارها و رسیدگی به همه کارها، تواضع در برابر کلام حق، فراست و تیز هوشی، جسارت در بیان و از سر تحقیق، و....
بازار را به اخلاص دینش راه نداد و دین خود را در بازار به حراج نگذاشت.
اگر نکته ی حقی را می آموخت به سرعت در رفتار و کردارش نمایان میشد و حتی پس از گذشت مدتی طولانی چهره ی آن رفتار در نگاهش نمایان بود.
هیچ سخن و کلامی را تا به پای استدلال نمیکشید نمی پذیرفت و همراهی ات نمیکرد تا نمی دانست به کجا می روی و میخواهی به کجا برسی.
اتلاف وقت و پرداختن به کارهای باطل و بیهوده در برنامه اش نبود و به نظر من الگوی مناسب و جوان نمونه ای بود و هست برای جوانان عزیز.
اخلاص، صفا پاکدلی، جسارت در حق گفتن، گوش جان به کلام حق سپردن، از نکات بارزش بود و خدایش بیامرزد و قریق رحمتش گرداند.
با وقار خوش برخورد و مردم دار بود و مردم این محل(مارچین) مدیون او وخدمات ارزنده اش و آگاهی بخشی های او هستند و خواهند بود و تا همیشه در دلمان باقی خواهد ماند.
رحلت عزیز دلم، دوست گرامی و صادقم
مهندس حاج علیرضا دوستی
را به خانواده محترم و تسلیت عرض نموده و از خداوند برایشان طلب صبر می نمایم.
+ نوشته شده توسط محمد علی قانعیان در سه شنبه 31 شهریور1388 و ساعت
7 بعد از ظهر |
میرحسین موسوی متولد خامنه سال ۱۳۲۰ است. کاسب زاده آذری سالهای پرافتخاری را پیش و پس از انقلاب در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است. سالهایی که از عالم هنر به سیاست آمد و از سیاست به هنر بازگشت.و اینک بار دیگر به عالم سیاست باز گشته است. میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از انکه در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است. هرچند او به عنوان آخرین نخست وزیر نظام جمهوری اسلامی ایران (پس از مهدی بازرگان، محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی) پس از اتمام دوره خدمتش در این منصب، عطای سیاست را به لقایش بخشید و به عالم هنر بازگشت. او که مدرکش را در بهار سال ۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری و شهرسازی اخذ کرد، طرح اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال ۱۳۴۸ نوشت و تا سال ۵۰ آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحید را در سال ۱۳۵۰ اجرایی کرد تا آثاری ماندگار در معماری سیاسی ایران برجای گذارد. چرا که کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از ان مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست. چه ان زمان که مطهری در آنجا سخنرانی می کرد و چه در سالهای اخیر. از آثار معماری مهندس معمار در سالهای پس از انقلاب نیز می توان به طراحی ساختمان مزار شهدای هفت تیر، طرح مرکز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد، طرح تکیه شهدای اصفهان، طرح بنای یادبود شهید خرازی، طرح مجموعه فرهنگی تجاری بینالحرمین شیراز و طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی در سالهای دهه دوم انقلاب اشاره کرد. موسوی در دهه های بعد از فعالیت خود کاست تا جایی که ساخت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری در سال ۱۳۷۶ تنها نماد فعالیت او در سالهای اخیر است. البته میرحسین در طول این سالها بیشتر به نقاشی روی آورد و چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی را برپا نمود. ۲فرزند نتیجه زندگی مشترک میرحسین موسوی با زهرا رهنورد است. مسئولیتهای اجرایی : ۲-عضو شورای مرکز ی حزب جمهوری اسلامی ۱۳۶۱-۱۳۵۷ ۳- رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی ۱۳۶۰-۱۳۵۸ ۴- قائم مقام دبیرکل حزب جمهوری اسلامی ۱۳۶۰-۱۳۵۸ ۵- سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی ۱۳۶۰-۱۳۵۸ ۶- وزیر امور خارجه ۱۳۶۱-۱۳۶۰ ۷- نخست وزیر ۱۳۶۸-۱۳۶۰ ۸- رییس ستاد انقلاب فرهنگی ۱۳۶۰ ۹- رییس شورای اقتصاد ۱۳۶۸-۱۳۶۰ ۱۰- رییس بنیاد مستضعفان ۱۳۶۸-۱۳۶۰ ۱۱- رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح ۱۲- عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه دارد-۱۳۶۸ ۱۳- عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی ادامه دارد-۱۳۷۵ ۱۴- مشاور سیاسی رییس جمهور ۱۳۷۶-۱۳۶۸ ۱۵- مشاور عالی رییس جمهور ۱۳۸۴-۱۳۷۶ ۱۶- رییس شورای هنر - ادامه دارد-۱۳۷۸ ۱۷- رییس فرهنگستان هنر - ادامه دارد-۱۳۷۸ فعالیت های دانشگاهی: ۱-مقایسة آرای سیدقطب و دکتر شریعتی استاد راهنما-کارشناسی ارشد ۲- مقایسة آرای امام خمینی(ره) و آیتا… نائینی استاد راهنما-کارشناسی ارشد ۳-استراتژی امنیت ملی استـاد مشاور-دوره دکتـری ۴-کاریزما در مدیریت استـاد مشاور-دوره دکتـری ۵-چالشهای مردمسالاری در ایران استاد راهنما-کارشناسی ارشد ۶-نفت و سیاست خارجی در دوران پهلوی۲ استاد راهنما-کارشناسی ارشد ۷-نفت و سیاست خارجی در دهه اول انقلاب استـاد راهنما-دورة دکتـری ۸- چرایی به قدرت رسیدن دولت مطلقه نوگرا در ایران استـاد راهنما-دورة دکتـری ۹- امنیت ایران در عصر جهانی شدن،چالشها و سیاستها استـاد مشاور-دورة دکتـری ۱۰- توسعة مرکز شهر اردبیل استاد راهنما-کارشناسی ارشد ۱۱- طرح دانشگاه هنر اسلامی تبریز استاد راهنما-کارشناسیارشد ۱۲- دولت رانتیر و جامعه مدنی در ایران (۱۳۷۶-۱۳۵۷) استاد راهنما-کارشناسیارشد ۱۳-تأثیر ایدئولوژی سیاسی بر رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و آفریقای جنوبی استـاد مشـاور-دورة دکتـری ۱۴- الگوی مدیریت تکنوکراتیک و تأثیر آن بر موقعیت طبقة متوسط جدید ایران استاد مشاور- کارشناسی ارشد ۱۵- بستـرهای همکـاری و رقابـت روسـیه و ایالات متحده در آسیای مرکزی استاد راهنما-کارشناسی ارشد کتاب ها و تالیفات:
+ نوشته شده توسط محمد علی قانعیان در جمعه 25 اردیبهشت1388 و ساعت
12 بعد از ظهر |
آیت الله مظاهری: شما عزیزان که آقای موسوی را
پسندیده اید باید برای ایشان تبلیغ کنید و به تایید مردم برسانید.
آقای موسوی احترام خاصی نزد امام داشتند.
آیت الله صانعی:خداوند گاهی افراد را ذخیره میکند.
امام یک ذخیره اللهی بود و مهندس موسوی نیز یک
ذخیره اللهی است.
آیت الله موسوی اردبیلی: باید به کسی رای داد که
سوابق روشن تری داشته باشد.
اندکی صبر سحر نزدیک است
حمد و سپاس خدای را که به قوت خود شب و روز را بیافرید و به قدرت خویش آن دو را از یکدیگر فرق نهاد و هر یک را حدی محدود و زمانی معین قرار داد.
بوی باران امروزه به مشام می رسد و خشکی رخت می بندد.
سلام صبح ٬ پایان شب تار است. همه چیز بوی دوران دفاع مقدس را
می دهد و همدلی و یکپارچگی و ایثارگری آن زمان را.
یادش به خیر که چگونه هم دل و دست در دست یکدیگر با گذشت و جان فشانی و با مدیریت و برنامه صحیح
دولت وقت هشت سال بحرانی را به بهترین شکل ممکن پشت سر
نهادیم.
بوی یار مهربان امام به مشام میرسد.
چگونه میتوان با بی انصافی به این مرد دلسوز ملت پشت کرد؟؟؟
مردی که وزیرانش با افزایش حقوق خود در آن زمان مخالفت کردند
تا به درد دل مردم عزیز برسند و حالا نیز با عزمی راسخ و با پشتوانه
علمی آمده تا ملت را از این بحران اقتصادی و فرهنگی نجات بخشد.
رای ما سید میر حسین موسوی
+ نوشته شده توسط محمد علی قانعیان در جمعه 18 اردیبهشت1388 و ساعت
0 قبل از ظهر |
هر سال بهار که میشد
بلبل طبعم غزلها می سرود
اما امسال نمی دونم چی شد که نشد
یادم به یه شعر افتاد:
ای پرستو برگرد!
ای پرستو که پیام آور فروردینی
بگریز از من.از من بگریز
دشت پژمرده ی پامال زمستان ها
چشم بر راه بهاری نیست.
سال نو مبارک
+ نوشته شده توسط محمد علی قانعیان در جمعه 30 اسفند1387 و ساعت
11 بعد از ظهر |
"ندانسته هایت را به رخت میکشم تا بکوشی به آنچه نمیدانی دست بیابی و برای رسیدن به آن کوشش نمایی"(امام علی به امام حسن)((غررالحکلم))
به چه دلبسته ایم؟ به چه می اندیشیم؟ آیا تا به حال اندیشیده ایم؟ به کجا چنین شتابان؟
افلا یذهبون؟ به چه ایمان داریم؟ آیا ایمان داریم؟!!!
اگر نداریم که هبچ. اما اگر داریم چه بر سر ما میرود که اینگونه ایم؟
در برابر خداوند چه ملاکی داریم تا افتخار مان باشد؟
علی که به پسرش اینگونه میگوید و در نامه ۳۱ نهج البلاغه آنگونه ازپسرش می خواهد
حتی دوری از خود پسندی و حسد و بی تقوایی و ترس از مرگ و... را چگونه می شود
شفیع من بی محتوای تهی دست و نالایق برای رفتن به
بهشت جاودان شود؟
بعضی آقایان میگویند ما محبیم نه شیعه!!!! محب اهلبیت بهشتیست به هر جهت!!!
این کلمه محب از کجاست و سند جواز عبور به بهشتش از چه کسی و با چه سندی صادر شده است؟
"و من یعمل مثقال ذرة خیر یره و من یعمل مثقال ذرة شر یره " آیه ی کریم قرآن تکلیفش چیست؟
منتظر جواب عزیزان هستم. + نوشته شده توسط محمد علی قانعیان در پنجشنبه 17 بهمن1387 و ساعت
6 بعد از ظهر |
به نام خدا نمیدونم تا حالا کسی به شما دست رفاقت داده بعد نامردی کنه یا نه؟
چرا بعضی ها فکر میکنند برای بالا رفتن لازمه روی سر یکی دیگه
پا بگذارند؟
البته دیدم عاقبت با مخ رمین میخورند.چون خیلی کوچک و
بخیل اندیشند.
مسلم وقتی تو بهتر باشی و بهتر کار کنی جا را برای خودشون تنگ می بینند. حسادت زیادی دارند. همچنین تکبر احمقانه اونها بهشون اجازه نمیده چیزی یاد بگیرند. اما ندیدم عاقبت خوبی داشته باشند. همیشه بدبخت و ناتوان باقی موندند. امیدوارم پست شما به چنین آدمهایی نیفته. نه خودشون کار میکنند و اینکاره اند و نه میذارند کاری بشه. به نظر من احمق تر از اینها خودشونند. + نوشته شده توسط محمد علی قانعیان در چهارشنبه 9 بهمن1387 و ساعت
7 قبل از ظهر |
همانند شیر آرام و متین در جنگل خاموش و سرد وارد شد. روبهان و گرگ ها و موش ها و شغال ها حیران و مبهوت لرزان و بهت زده به او می نگریستند: چه شد؟ دوباره بازگشته است؟ مگر نابودش نکردیم؟!! هر قدمش لرزه بر دل ناکسان میان تهی می انداخت. عقاب تیز پر دشت دوست داشتن و عشق و عدالت و آزادی بر آسمان سعادت خویش به پرواز در آمده بود وحتی سایه ی آسایشش بر خاک را تحمل نمی توانستند کرد! که در جایی که نفس عقاب است مجال نمایش قدرت غراب نمی ماند و اکنون در فکر توطعه ای دیگر در گوشه ی وحشت کرکس ها. + نوشته شده توسط محمد علی قانعیان در چهارشنبه 2 بهمن1387 و ساعت
0 قبل از ظهر |
نا له های مرغ شب در گوش مردان شب نشین نوای آشنایی است.
البته نه در شهر که صدای عبور کامیون ناله ها را در خویش خفه می کند. نوای مرغ شب در کوهستان های دور از جاده ها. در روستایی که با هیزم های خشک که در شومینه های سیاه سنگی می سوزد و تو را از سرمای طاقت فرسای برف و کولاک در امان می دارد. نجوای مرغ شب را در سکوت وحشتناک روستا می شنوی. اما صدای سگهای نگهبان هم که به تو نزدیک است بلند تر از آن به گوشت آشناست. روز تو را میشناسند و شب تارت که آغاز شد دیگر تو و حتی صاحبش را نمی شناسد! وقتی به حیاط وارد شوی از تاریکی و ظلمت و سکوت شب و بانگ مرغ شب که در دل کوه می پیچد به خود جرات نمی دهی قدمی از خانه دور شوی. روستاییان چنان خفته اند که گویی مرده اند. چراغ نفتی خاموش می شود و اولین نقطه ی نورطلوع خورشید است.....
+ نوشته شده توسط محمد علی قانعیان در یکشنبه 29 دی1387 و ساعت
5 بعد از ظهر |
زرنگ کیست؟ یارو خوب بارشو بست. نمیدونم از کجا فهمید زمین گرون میشه؟حالا بیا ببین ۲۰۰ متر زمین تو سپاهان شهر و یه۳۰۰متری بهارستان...... یارو عجب زرنگه!رفت تو شهرداری نمیدونم دمی کیا دید یه شبه ۳۰ واحد رفت بالا .... عجب بچه زرنگیه! رفت دوکونا راه انداخت و حالا پسی مشتریا بر نمیاد... یارو خودشا جا کرد تو دلی فلان کس آ دسشا تو فلان ارگان بند کرد. عجب زرنگس؟!!! زرنگ کیه؟تو بگو
+ نوشته شده توسط محمد علی قانعیان در دوشنبه 23 دی1387 و ساعت
1 بعد از ظهر |
|
|